نیمایر تا بیش از یکصدسالگی به خلق آثار بدیع، چشمنواز و تخیلبرانگیز ادامه داد و به معماران آموخت که بتن مسلح می تواند رقصان باشد. راست گوشهای میتواند صلب بودنش را بشکند و انحنا بگیرد. و معماری میتواند همچون شعری با ریتم و قافیه و آهنگ باشد. در جهان ذهنی او، خطوط منحنی تنها در حکم فرم نبودند، آنها داستان لطافت هستی مابین آسمان و زمین را روایت میکردند.
پارادوکس حیرتآوری که نیمایر میان زیبایی عاشقانه فرم و انسان مداری و هویت انسانی و جاودانه خلق میکرد، او را به چهرهای بیهمتا در تاریخ معماری تبدیل کرد. از منظر او معماری تجربهی عاشقانهای است که نمیتواند از متن اجتماع جدا باشد. او نشان داد که میتوان مدرن بود اما ریشه در طبیعت داشت، میتوان جهانشمول بود اما به فرهنگ بومی وفادار ماند، و میتوان شاعر بود اما برای مردم ساخت. او به ما آموخت که مدرنیته لزوماً به معنای کنار گذاشتن شعر و تخیل نیست، بلکه میتوان با مصالح روز، فضایی آفرید که ریشه در کهنالگوهای بشری داشته باشد.
از کاستا تا کوربو. 7
مردی که عاشق انحنا بود. 9
خانه خیابان کانواس... 11
از یک شهر ایالتی تا پایتخت مدرنیته. 13
سایه قرص خورشید. 16
سیاست و تبعید. 20
پیامآور مدرن:. 22
معماری یعنی اختراع:. 25
شیرخوارگاه اوبرا دو برکو 1937. 29
پامپول ها 1940. 32
بانک ـ بواویستا 1946. 39
ایبیراپویرا – پارک 1951-2004. 42
برج کوپان 1951. 51
خانهای در کانواس 1952. 54
هویته برزیلیا 1957. 59
مقر کمونیستهای حزب فرانسه 1955. 85
انتشارات موندادوری 1968. 91
دانشگاه منتوری 1969. 94
مرکز فرهنگی لو هاور1972. 97
سامبادروم 1983. 100
بنای یادبود آمریکای لاتین 1987. 103
موزه هنرهای معاصر نیتروی 1991. 112
مسیر نیمایر 1997. 115
| دسته بندی موضوعی | موضوع فرعی |
| هنر و معماری |
معماري و شهرسازی
|